گفت و گوی ِ پانزدهمـ

دخترم عشق اتفاق کوچکی نیست اما بسیار ساده است


آن را سخت و سهمگین مشمار

در گفتن آن به کسیکه دوستش داری دریغ نورز و هرگز بی رحمی زمان را فراموش مکن


بسیار دوستت دارم هایی که نگفته ماندند و پوسیدند

بدان نگفتن نهال ِ کوچک و سبز عشق را به علف هرز و سیاه تنفر بدل میکند

در جدال با عقربه ها برای گفتن این مهم ِ ساده همیشه تو برنده باش


امضا:مادرت با یک دنیا عشق و سر سپردگی برای عطر موهایت

۴ نظر
Pary darya
۳۱ ارديبهشت ۱۲:۲۲
چه قشنگ بود(-:

پاسخ :

:)
ــ یاس ــ
۳۱ ارديبهشت ۱۳:۴۲
عزیزم...احساساتی شدم:)

پاسخ :

:)

میرزا .....
۱۹ خرداد ۱۷:۳۹
واقعا معرکه بودن همه ی گفتگوهاتتت... تنت سلامت... لبات خندون... سقف خونتون همیشه روشن و دلباز. فعلا همین/.

پاسخ :

تشکرات;)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان